یک روزی چنین آدمی دادستان تهران بود!

یک روزی چنین آدمی دادستان تهران بود!

یک روزی چنین آدمی دادستان تهران بود!

یک روزی چنین آدمی دادستان تهران بود!
شهید لاجوردی در مراسم تودیعش در تاریخ ۲۹/۱۰/۶۳ می گوید: خُب ببینید ما متهم را با یک گزارش با یک تحقیق جزئی می‌رویم می اوریم. زن، بچه، ناموس، مال، حیثیت و آبرو همه چیز این بابا در مخاطره است؛ بعد ماها ۵ ماه ۶ ماه تحقیق می‌کنیم یک خرده شسته رفته که می‌شود، تحویل دادگاه می‌دهیم. به عقیده من کار دادسرا از نظر مسئولیت شرعی واقعاً سنگین‌تر از دادگاه است. چون تقریبا برای دادگاه شسته رفته شده‌اش می‌رود لذا شما می‌بینید خیلی‌ها را می اورید شما قرار آزادی اش را می‌نویسید؛ پیداست که خیلی مسئله ندارد. خُب اینها آن دنیا پاسخگویی دارد، کار سبکی نیست که واقعا پنج قدم بخواهد پاسخ اینها را آن دنیا بدهد پدرش در می‌آید! ببین شما یک ربع به شما بگویند آقا به عنوان مطلع تشریف بیاورید دادسرای انتظامی قضات، از دو ماه پیش اخم‌هایتان می‌رود در همدیگر! بله! این دیگر حالا چی است که باید برویم آنجا، سین جین و پاسخ. یعنی به عنوان مطلع هم بخواهد! حالا شما حساب بکنید روز قیامت آدم آنجا بایستد، چند هزار انسان و چند هزار خانواده شروع کنند علیه آدم آنجا سؤال جواب کردن!
بخشی از کتاب منتشر نشده پرونده مسکوت

بازنشر پست از پروفایل +Hasan Roozitalabیک روزی چنین آدمی دادستان تهران بود!

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


چهار − 2 =