کدام جمعه موعود میزنی لبخند…

کدام جمعه موعود میزنی لبخند...

کدام جمعه موعود میزنی لبخند…

در اضطراب چه شب‌ها که صبح شان گم شد 
چـه روزهـا کــــه گـرفـتـــــار روز هـفــــتـم شد

چه قدر هفته پر از شنبه شد، به جمعه رسید 
و جـمـعــــه روز تـفــــرّج بـــــرای مـــــردم شـد! 
 
چه قــدر شنبـه و یـک شنبـه و دوشنـبه رسید 
ولی همـیشه و هـر هـفـتـه جـمـعـه ‌هـا گم شد 

چه هفته‌ها که رسید و چه هفته‌ها که گذشت 
شمـارشی کــه خلاصـه بـه چـنـد و چـنـدم شد 

و هـفـتـه‌ای که فـقـط ریـشه در گذشتن داشت 
بـرای شعـله کـشیـدن بـه خـویـش هـیـزم شد

نـه شنـبـه و نـه بـه جـمـعـه، نـه هیـچ روز دگر 
در انتــظار تـو قـلـبـی پـــر از تـلاطـــــم شد !؟ 

کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد 
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن 
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد

علی اکبر لطیفیان

بازنشر از پروفایل +حدیث بندگی ، پروانگیکدام جمعه موعود میزنی لبخند...

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× دو = 10