چرا مرگ بر امریکا!

فکرش را بکن!

برگ برنده ای که سایت هاشمی به برگ بازنده تبدیلش کرد
سایت هاشمی هویتی مستقل از هاشمی دارد. یک هویت مستقل مجازی، اصلن این روش هاشمی است که هویتهای مستقلی را شکل بدهد تا کار ویژه شان کار ویژه خودش باشد. یعنی کاری که هاشمی باید انجام دهد را آن هویتهای مستقل انجام بدهند همه مخاطبان آنها را همان هاشمی بدانند و کار ویژه شان را پای هاشمی بنویسند ولی آنها هاشمی نباشند. این شگرد هاشمی است؛ تقسیم کار با هویتهای مستقلی که هم هاشمی نیستند و هم اقدامشان به حساب هاشمی می رود، نمونه اش را در بین سیاستمداران زیاد میتوان پیدا کرد و این اواخر هم سایت. سایت قرار است همان هاشمی باشد در فضای مجازی، بدون اینکه هاشمی کلامی درباره آن بیان کرده باشد. پروژه رسانه ای تعریف میکند، موج میسازد، جواب مخالفان را می دهد همه هم بحساب هاشمی مینویسندش ولی هاشمی به روی خودش هم نمیاورد.
ماموریتش هم مشخص است، فعالیت در حوزه مجازی و رسانه ای و نه شکل دهی افکار عامه مردم. اما ماجرای خاطره حدف مرگ بر امریکا ماجرای متفاوتی شد. بازخوانی این خاطره از طریق سایت را صرفا یک عملیات روانی و رسانه ای می دانم برای حفظ موازنه و برتری تبلیغاتی در فضای مجازی. قرار نبود این خاطره افکار عامه مردم را شکل دهد و اصلا زورش اینقدر نبود. نهایتش می شد یک دعوای رسانه ای و بگو مگوی چند روزه برای داغ ماندن تنور مذاکره با امریکا و البته لق کردن شعار مرگ بر امریکا!
اما ناشی گری انصاری و سید حسن خمینی ماجرا را آنقدر حاشیه دار کرد که پای رسانه ملی به ماجرا باز شود و بشود آنچه که شد. فضایی که بعد از بیان تاکتیک نرمش قهرمانانه حاکم بود، حداقلش در رسانه ملی، زیر سیبیلی رد کردن موضوعات مرتبط با امریکا بود. گزارشها و برنامه ها با لبخندی به امریکا تنظیم میشد و اعتراضاتی مثل ماجرای فرودگاه در باکسهای خبری سیما جایی نداشت. این یک برگ برنده مهم بود برای جریان طالب رابطه با امریکا، چون افکار عمومی آنطور که آنها میخواستند داشت مدیریت می شد، اما یک خاطره در سایت هاشمی و ناشی گری انصاری و سید حسن بابی را باز کرد تا سبما مستندی مستند و پر از کد را تهییه کند برای اینکه اثبات کند چرا مرگ بر امریکا!
فکرش را بکن! صدا و سیمایی که حتی اخبار منفی مرتبط با امریکا در داخل کشور را یا پوشش نمیداد یا با احتیاط پوشش میداد، باید محکمترین استنادات را برای اثبات چرایی دشمنی با امریکا رو کند و این یعنی مدیریت افکار عمومی بر خلاف آنچه که مذاکره دوستان میخواستند. آری! قرار بود مرگ بر امریکا تقبیح شود و جریان اصلی مدیریت افکار عمومی هم به این سمت بود و امروز آنچه تقدس پیدا کرد شعار مرگ بر امریکا بود. سایتی که قرار نبود در این سطح وارد عمل شود، برگ برنده هاشمی را به همین راحتی سوزاند

بازنشر پست از پروفایل +ali naderi چرا مرگ بر امریکا!

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× 2 = هشت