و نصف آن حقیقتی که دیدید، یک دروغ کامل بود

و نصف آن حقیقتی که دیدید، یک دروغ کامل بود

و نصف آن حقیقتی که دیدید، یک دروغ کامل بود

پستی که دیشب بیش از ۴۰ ریشیر و ۷۰ پلاس خورده بود، نه تنها از خبرهای داغ  (نکته قابل توجه اینه) بلکه پست اصلی از داخل صفحه ای که ایجاد کرده بودیم به کل حذف شد! و برآن شدیم که دوباره به اشتراک بگذاریم.

و نصف آن حقیقتی که دیدید، یک دروغ کامل بود

انسان، زمین، سال صفر؛
بوی بادام های سوخته! صدای زوزه موشک، و بعد انفجار
هزاران سال از هبوط انسان رانده شده از بهشت می گذرد
و بشر نافرمان انگار تازه به تازه، برای خود جهنم های هولناکتری بنا می کند
از پس سایه روشن هوس رانی های نفس، هر سلاح در پی اسلحه ای دیگر
و اندوه غبارهای سنگین و تلخ
پنجه بر راه نَفَس می اندازد!
و روزهای بعد وقتی محکم و استوار گام برمیداریم انگار فراموش کرده ایم این قطعات هولناک را، که چه میراث ناگواری در خود دارند؛
از سم های مهلکی و سلاحهایی که هنوز می تواند جان مردمانی بسیار را به بازی بگیرد
که این همه ابزار جنایت از کجا آمده اند
و دیگر این که چه فایده دارد زحمت پر هزینه نابودی سلاح های قدیمی
وقتی که آن سوتر سلاح هایی به مراتب کشنده تر هنوز بی وقفه ساخته و فروخته می شوند!!
و تاجران سلاح و حامیان پیدا و نهان جنایتکاران در مقام حامیان پر مدعای صلح جهانی چهره واقعی خویش را در پشت لبخند های زیبا و الفاظ دروغین پنهان می کنند،
و در پس افکارشان خیال ساختن سم های قوی و سلاح هایی کارا دارند؛
تا با جنگ های جدید بین المللی باز جان مردم را به بازی بگیرند و ریشه ی انسان را بسوزانند.
با سلاح هایی از جنس آرگو.
و نصف آن حقیقتی که دیدید، یک دروغ کامل بود
«راست بگو، اما هر چقدر دوست داشتی درونش دروغ بگو!!»
و این جدیدترین سلاحشان است برای نابودی بشر ایرانی
و تعجب نخواهم کرد از اینکه برایش کف میزنند و جایزه می دهند،
ولی افسوس می خورم از انسانهایی به نام هم وطن، که با دیدن اندک صحنه های بی طرفانه ای در ابتدای فیلم، بازی می خورند؛ و تمام فیلم را به منزله یک واقعیت می پندارند.
من باید چه به این دوستان بگویم که حمل بر بی نزاکتی نشود؟
پس در این باره سکوت اختیار می کنم.
 
وقتی به میانه های فیلم رسیدم و با صحنه ای مواجه شدم که بر سر زندانیان پارچه ای سیاه کشیده اند تا با اسلحه های بدون گلوله اعدامشان کنند؛ یاد تصاویر منتشر شده از زندانهای گوانتانامو و ابوغریب افتادم!
و دیگر حوصله ای برای نگاه کردن ادامه فیلم نداشتم.
ولی بیش از پیش به این باور رسیدم که هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد!!

بازنشر پست از پروفایل +زهرا کوچولوو نصف آن حقیقتی که دیدید، یک دروغ کامل بود

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


نُه − = 4