و من از گرمی دستان تو تیمار شدم…

و من از گرمی دستان تو تیمار شدم...

و من از گرمی دستان تو تیمار شدم…

آن شبی را که به دام تو گرفتــــــــار شـدم
یاد دارم که چنان زخمی و افگار شدم …
که طبیبان همه بستند زمن چشـــم امید
و من از گرمی دستان تو تیمـــــــــار شدم

بازنشر از پروفایل +Firooz Aminiو من از گرمی دستان تو تیمار شدم...

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه × 1 =