هو العزیز

بازنشر پست از پروفایل +s sadra

هو العزیز
سلام
تا به حال دوستان زیادی از من خواستند که درباره ی اینکه علاقه ای به فیس بوک ندارم توضیح بدم. شاید مهم ترین اشتباه در محاسبات ما مقایسه فیس بوک با دیگر شبکه های اجتماعی باشد. از دو سوی این اشتباه صورت می گیرد، اول اینکه برخی فیس بوک را با گوگل پلاس یا توئیتر مقایسه کرده و و از آنجا که محیط آن را نمی پسندند. از آن زده می شوند. از سوی دیگر عده ای با مقایسه و یکسان قلمداد کردن آنها، معتقد هستند که فیس بوک هم مثل بقیه ی شبکه های اجتماعی است. چه فرقی دارد؟
در حالی که هر شبکه ی اجتماعی ماهیت و کاربرد خود را دارد. محیط فیس بوک، محیطی دوستانه، صمیمی و خانوادگی است. یک بار در جائی این مثال را زدم، محیط فیس بوک مانند این است که در شب، پرده های خانه باز و شیشه های خانه رفلکس باشد. از بیرون داخل خانه قابل مشاهده است ولی از داخل نه. یعنی یک ناظر بیرونی شاهد همه ی اتفاقات درون خانه است. شاید شما متوجه باشید شاید نباشید.
محیط آنقدر به شما صمیمت را القا می کند که بسیاری از دوستان که در شبکه های اجتماعی دیگر عضو هستند و به انحاء مختلف از معرفی خود طفره می روند به راحتی در آنجا عکس خود را به عنوان آواتار انتخاب می کنند. هدر را از عکس های خانوادگی خود می گذارند. حتی بیشتر افراد با اسم و رسم واقعی خود هستند. 
فیس بوک محیطی است که مطابق کارکرد خود، شما در دریایی عمیق از حس صمیمت غرق می کند. روزی ممکن است به خود بیائید که در این دریا غرق شده باشید. میزان عکس های روزمره، خانوادگی، دوستانه و . . . که در فیس به اشتراک گذاشته می شود را با شبکه های اجتماعی دیگر مقایسه کنید. 
ماهیت و هویت فیس بوک شاید به این گونه رقم خورده باشد. ولی خب شما در انتخاب مخیر هستید. حتی اگر اصرار بر قرارگرفتن در آن محیط دارید. امکان مشاهده را برای همگان مهیا نسازید.
رفتاری را که شما در جمع خانوادگی انجام می دهید؛ حرفهائی را که می زنید، آلبوم هائی را که نگاه می کنید. شباهتی به آنچه در مقابل یک آشنای درجه اول انجام می دهید ندارد. چطور است که همان ها را در محیطی انجام می دهید که صدها نفر آن را می بینند.
تمامی ایراد شاید در ماهیت و هویت فیس بوک نباشد. در رفتار ما هم نباشد. در مخاطبین ما هم نباشد ولی وقتی هر سه این ها به هم گره می خورند داستان دستانی می شود.
در فیس بوک یا باید هم رنگ جماعت بود که خوب داستانی دیگر است یا اگر بنا بر این است که به گونه ای دیگر رفتار کرد، چرا فیس بوک؟
و باز هم اینکه در فیس بوک شما خودتان هستید و محیط دوستانه  و صمیمانه ی خودتان، پسر خاله، دختر عمه، دائی، عمو، هم کلاسی، هم محله ای، معلم، شاگرد، هم مسجدی، هم پایگاهی و . . .  در یک مهمانی همگانی. شما این ها را اتاق به اتاق به مهمانی دعوت نمی کنید. و کسی را هم نمی توانید به سرک کشیدن متهم کنید. همه، همه چیز را می بینند.
دیوارهای این جمع صمیمانه شیشه ایست و پرده های باز . . . . این غُصه سر دراز دارد.
یا علی
پ ن: 
* نوشته می توانست طولانی تر باشد، اما مجالش نبود.
* نظرات خود را به هر گونه ای به دستم برسانید خوشحال می شوم.
* امروز می خواستم فیس بوک غیر فعالم را تعطیل کنم. فهمیدم نمی شود. سه ماه نعلیق سپس تعطیل. این است قانون فیس بوک

Google+: باز نشر ۱ مرتبه
Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

۵ دیدگاه

  • دی ۲۶, ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۰ ب.ظ | لینک مستقیم

    +s sadra 
    طولانی ترین متنی که تا حالا تو پلاس خوندم این بود.

  • دی ۲۶, ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۴ ب.ظ | لینک مستقیم

    چون مث خودم سین صادی دادا :-)
    ممنون, کاش همون جا نظرت رو هم می گفتی, همین لطفت رو هم می نوشتی, کلی روحیه می گرفتم
    دوس دارم بپرسم چرا؟ ولی نمی پرسم :-D

  • دی ۲۶, ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۴ ب.ظ | لینک مستقیم

    ۱- تا حالا پست الکی ازت ندیده بودم 
    ۲- چون مستقیم بود گفتم مهمه حتما
    ۳- یه مدت تو فیس بودم اما یه همچین اطلاعاتی ازش نداشتم 

  • دی ۲۶, ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۰ ب.ظ | لینک مستقیم

    خدا رو شکر به خاطر این دیدت به من
    خدا رو شکر به خاطر لطفت به من

  • دی ۲۶, ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۰ ب.ظ | لینک مستقیم

    +s sadra منم کمتر میشه مطالب طولانی رو بخونم، اما اینو خوندم.
    اون موقع فرصت کامنت گذاشتن رو نداشتم.
    کاملا با شما موافقم. منم به همین دلیل طرف فیس بوک نرفتم.

  • ارسال پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    نُه − 6 =