نگاه دخترک انگار رنگ زهرا داشت…

نگاه دخترک انگار رنگ زهرا داشت...

نگاه دخترک انگار رنگ زهرا داشت…

پنج شنبه های ارباب 
این بار ببخشید که شعر سنگین است،این عکس اقوام شهید باغبانی , دخترک مظلوم، آتش به دل میزند…

سری که بر سر نی باد را تکان می داد
ندید دخترکی را که داشت جان می داد

ندید دختر بیچاره را که در خیمه
به عمه جسم لگد خورده را نشان می داد

و عمه گفت: «عزیزم! ندارد اشکالی»
به غیر این چه جوابی به این و آن می داد؟

و قصه لگد و کوچه را روایت کرد
که حق چگونه در آنجا به او توان می داد

گریست عمه، به خود گفت کاشکی می شد
کمی به دختر معصوم آب و نان می داد

نگاه دخترک انگار رنگ زهرا داشت
که بوی چادر بانوی بی نشان می داد

کسی سیلی اول به دست او … ای کاش
مجال گفتن الغوث و الامان می داد

یتیم ها همه در امتحان قبول شدند
و عمه بود که آن روز امتحان می داد

به طرز بستن معجر نگاه می کردند
که عمه زینب شان داشت یادشان می داد…

بازنشر از پروفایل +Reza Norouziنگاه دخترک انگار رنگ زهرا داشت...

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× پنج = 20