می‌خواهی من را از عزت سایه‌ی امام جدا کنی؟

 می‌خواهی من را از عزت سایه‌ی امام جدا کنی؟

 می‌خواهی من را از عزت سایه‌ی امام جدا کنی؟

افراطی ها را بهتر بشناسید/ می‌خواهی من را از عزت سایه‌ی امام جدا کنی؟
سردار علی فضلی می گوید: … برای من نقل کردند رزمنده‌ی بسیجی کنار من نشسته بود که برای ایشان چند روز قبل از قرنطینه نامه‌ای آمده بود که این رزمنده دارای سه دختر بچه است که هر سه نفر این بچه‌ها ظاهراً معلولیت جسمی دارند.
آن نامه که از طرف همسر ایشان آمده بود خبر می‌داد که یکی از بچه‌ها در برف و یخ‌بندان زمین خورده و لگنش شکسته شده است. این برادر بسیجی به آن رزمنده‌ی بسیجی گفت برادر فضلی حجت را تمام کرد و گفت شما می‌توانید از این‌جا خارج شوید. شما می‌خواهی بروی، برو. گفت: من برای چی باید بروم! می‌خواهید من بروم و شرمنده‌ی خانواده‌ام شوم و دوباره برگردم به جبهه. گفتیم چه‌طور مگه؟ گفت: من با همسرم قرار گذاشتیم که من بیایم جبهه و از فرزند زهرا (س) حضرت امام حمایت کنم، و همسرم هم بماند از بچه‌های خودمان پرستاری کند.
گفتم: به‌ شما خبر رسیده که یکی از فرزندانت لگنش شکسته است. اشک در چشمانش جمع شد و گفت می‌خواهی من را از عزت سایه‌ی امام جدا کنی؟

بازنشر پست از پروفایل +Hasan Roozitalab می‌خواهی من را از عزت سایه‌ی امام جدا کنی؟

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

یک دیدگاه

  • بهمن ۱۴, ۱۳۹۱ - ۷:۱۸ ب.ظ | لینک مستقیم

    اون ها چه کردند و ما …………

  • ارسال پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    − 3 = دو