ما بچه های فاطمه مدیون مادریم

ما بچه های فاطمه مدیون مادریم

ما بچه های فاطمه مدیون مادریم

#حیدرکرار

ما بچه های فاطمه با هم برادریم
یک جان واحدیم که در چند پیکریم

بابای ما علیست ولی ما کجا و او ؟
ما حلقه گوش و خادم دربار حیدریم

وقتی پدر و مادرمان این دو می شوند
لابُد که با حسین و حسن هم برادریم!

"تابوت تیرخورده و یک قبر بی حرم
این هم شعور مردم پست است یاکریم

ما با حسین زندگی آغاز کرده ایم
با کشتی اش ز موج بلا جان به در بریم

زینب چه خوب خواهری اش را تمام کرد
ما تا ابد اسیر تو دردانه خواهریم"

هر عضو خانواده ی پیغمبر خدا
دیوان کاملیست ولی ما که … بگذریم

این دست و پا شکسته و ابیات خسته را
تنها تبرُّکاً لِغزل ها می آوریم

مقصود از این غزل و غزل های اینچنین
اعلام این قضیه دونقطه: که چاکریم

ما کفتران جلد و هوایی روضه ایم
هر ای که مجلس روضه است می پریم

در هر لباس علامتمان سینه ی کبود
هرکاره ای شویم برای تو نوکریم

وقتی در اوج روضه چنین مست می شویم
دیگر چرا به باده و مطرب روی آوریم؟

سینه زنی نهایتِ دیوانگی ماست
هنگام هروله ز ملک هم فراتریم

هیأت پناه ماست در این آخرالزمان
ما بچه های فاطمه مدیون مادریم


بازنشر از پروفایل +آ.سِد علیـما بچه های فاطمه مدیون مادریم

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


چهار + 6 =