قائم مقام لشکر بود …

قائم مقام لشکر بود ...

قائم مقام لشکر بود …

قائم مقام لشکر بود، پرید وسط آب سرد کارون و شنا کرد. زمستان بود.
از آب که بیرون اومد، از سرما می لرزید،
گفتم: حاجی تو این سرما هوس شنا کردی؟
گفت: امروز گردان ها می آیند برای نمرین شنا، برای عملیات والفجر۸ در اروندرود. خواستم قبل از آنها خودم طعم سرمای آب را چشیده باشم.

اروند، ص۵۳
    

بازنشر پست از پروفایل +رنـج و جنـگ و گنـجقائم مقام لشکر بود ...

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 − هفت =