علی رغم وعده ای که داده بودند و ادعایی که کردند ، حق غنی سازی به رسمیت شناخته ن…

علی رغم وعده ای که داده بودند و ادعایی که کردند ، حق غنی سازی به رسمیت شناخته ن...

علی رغم وعده ای که داده بودند و ادعایی که کردند ، حق غنی سازی به رسمیت شناخته نشد

ماجرای مذاکرات هسته ای که قراربود برد-برد باشد ..( تا این جای کار )
چگونه توافق ژنو گام به گام به سمت توافق سعد آباد حرکت می کند ؟
 
احتمالا بخش هایی از این ماجرا برایتان تکراری باشد ویا قبلا آن را شنیده باشید اما مرور رونده طی شده ماجرای مذاکرات هسته ای چند ماه اخیر توسط تیم جناب ظریف و دوستانشان ، از این جهت مهم است که (در شرایطی که انبوه اخبار ریز و درشت و انبوه بزرگنمایی ها و کوچک نمایی ها و انبوه مغالطات و حربه های رسانه ای که تلاش میکنند قدرت تحلیل درست روند اصلی ماجرا و ابعاد عقب نشینی های صورت گرفته را از ما بگیرند) این کار به ما کمک می کند تا اسیر جوسازی های رسانه ای نشویم و بتوانیم روندواقعی مذاکرات و احیانا عقبت نشینی های آقایان را بدرستی مورد تحلیل و ارزیابی قراردهیم .   
 …………………………………………
اما خلاصه ماجرای پرونده مذاکرات هسته ای ار آغاز روی کار آمدن دولت روحانی :
 
خب ماجرا از این جا شروع شد که فردی در مناظراتش ، در دوگانه ی مغالطه آمیزی گفت چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد اما چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد . تلویحا پیامش این بود که به دلیل چرخش سانتریفیوژهاست که الان تحریم شده ایم و چرخ زندگی مردم نمی چرخد .. البته آن فرد وعده های دیگری نظیر بهبود مشکلات اقتصادی بعد از ۱۰۰ روز و کاهش قیمت خودرو و ادامه مسکن مهر و ادامه هدفمندی یارانه ها بعلاوه یارانه کالایی و موارد دیگر هم داد . به هر حال نتیجه ی این وعده ها ، شد رای ۵۰٫۷ درصدی مردم با آن فرد و جریانش . 
 
سپس آقایان بعد از این پیروزی ۵۰٫۷  درصدی با تاکید بر لزوم شنیده شدن پیام انتخابات مردم توسط نظام ، مدعی شدند که ما می توانیم سر میز مذاکره و البته با مذاکره با شخص کدخدا و در یک مذاکره برد – برد  ، در یک بازه زمانی ۶ ماهه ، گره پرونده هسته ای را باز کنیم و مشخصا اینکه طرف مقابل را به پذیرش حق غنی سازی ایران وادار سازیم و علی الحساب هم مبلغ ۲۰ میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران را به کشور بازمی گردانیم و بخشی از تحریم ها را لغو میکنیم در انتهای ۶ ماه هم که ساختار تحریم ها را برمی چینیم و همه تحریم ها را بر طرف کنیم .
 برای این کار هم مطالبه میکردند که باید مجوز مذاکره مستقیم با آمریکا را به ما بدهید و دست ما را در این کار باز بگذارید و مثلا پرونده را از شورای عالی امنیت ملی خارج کنید و به وزارت خارجه و شخص ظریف بسپارید و برخی  …

تا اینجای داستان نکاتی که مهم است :
۱-   بخشی از وعده هایی که میدادند نظیر میزان مبلغی که قراربود آزاد کنند و مسیراحتمالی مذاکرات را از قبل و از طریق کانال های موجودشان با طرف مقابل  چک کرده بودند و در همین راستا بسیاری از قدم های این مسیر را در همان سفر نیویروک برداشتند . یعنی اینکه نسبت به راهی که قصد پیمودنش را داشتند مطمئن بودند .
 
۲-   نکته مهم دیگرکه کمتر بدان پرداخته شده  این که اهمیت برسمیت شناخته شدن حق غنی سازی ایران توسط ۵+۱ این بود که اگر این اتفاق می افتاد از لحاظ حقوقی هم ساختار تحریم ها نامشروع میشد و از هم فرومی پاشید و هم موضع ایران در نهادهای قانونی بین المللی وشورای امنیت و قطعنامه های احتمال آینده تقویت میشد و هم دست اسراییل در طراحی اقدامات نظامی علیه تاسیسات هسته ای ایران .. این که مشاهده میکنید و مشاهده کردید که بر موضوغ برسیمت شناختن حق غنی سازی ایران انقدر تاکید میشد ( والبته دیگر نمی شود !) و انقدر هم آمریکایی ها حواسشان جمع است که چنین برگ برنده ای را به ایران ندهند  ، به خاطر دلایل فوق الذکر است )

 
خلاصه ، نتیجه فشارها و اصرارهای آقایان این شد که
 با این که نظر مجموعه نظام نسبت به به نتیجه رسیدن این مسیر و رفع تحریم ها در بستر مذاکره با آمریکا و پیوند زدن مشکلات داخلی با مذاکرات و  .. منفی بود ، اما به هر حال مجوز محدود ۶ ماهه برای آقایان صادر شد تا بروند و مجددا مسیر آزموده شده قبل را بیازمایند و ادعای خود را به اثبات برسانند و البته بر تجربه آحاد مردم هم بیفزایند ..
در نتیجه وارد مذاکرات شدند و در روندی سریع و از پیش برنامه ریزی شده ، از توافق به قول خودشان تاریخی و برد- برد ژنو رونمایی کردند .
 
اما در عمل در توافق ژنو که مدعی بودند برد – برد بوده چه اتفاقی افتاد و چه بردهایی نصیب ایران شد و کدام وعده های داده شده آقایان برآورده شد   :

بردهای شاخص ایران که حول آن تبلیغات رسانه ای کردند این شد که :

۱٫    اولا علی رغم وعده ای که داده بودند و ادعایی که کردند ، حق غنی سازی به رسمیت شناخته نشد . ( بگذریم که بعد اصلا خود را به آن راه زندند که اصلا چه نیازی است که کسی حق ما را برسمیت بشناسد ! NPT  خود به خود به رسمیت میشناسد بس است ! )

۲٫    ثانیا مجموعا قرارشد ۴ میلیادر دلار ( ونه ۲۰ میلیارد دلار ) دارایی های ایران آزاد شود . اما خب بعدا مشخص شد این پول قرار نبوده اصلا وارد کشور شود و ضمن اینکه موارد مصرفش مشخص شده بود و باید با آمریکا چک میشد و هم چنین آمریکا هم برای این پول چاله خود را از قبل کنده بود . خلاصه که دلاری وارد چرخه اقتصادی کشور نشد .
 
۳٫    ثالثا قرار شد تحریم هایی درصنعت خودروسازی و پتروشیمی و هواپیمایی برداشته شود که خب این که واقعا این رفع تحریم های ادعایی چه عیاری داشتند و درعمل چه تاثیری براین صنایع داشتند ، قضاوتش با افکار عمومی .
 
۴٫    رابعا مدعی بودند که طبق توافق ژنو ساختار تحریم ها ترک برداشته و کشورها برای ورود به اقتصاد ایران صف کشیده اند و.. اما خب میزان صحت این ادعا هم از تصویت تحریم های جدید علیه ایران در این مدت و آزرده شدن چندباره روح توافق ژنو و تهدید شرکت هایی که قصد ورود به ایران را داشتند ( از سوی
آمریکا ) و البته رکود روزافزون اقتصاد ایران نسبت به قبل ، مشخص شد .
 
برد طرف مقابل هم که خودتان بهتر می دانید دیگر :

علاوه برمسایل تبلیغاتی و روانی و بازشدن گاردایران و ایجاد زمینه برای مطرح شدن مجدد پرونده های به حاشیه رفته ای نظیر پرونده موشک های ایران و حقوق بشر و حمایت از تروریسم و .. که به کلی در این بخش از آن چشم پوشی میکنیم – برد طرف مقابل این بود : تعلیق و توقف توسعه و پیشرفت صنعت هسته ای ایران !
در همین راستا خلاصه بردهایشان شامل این ها بود : تعلیق غنی سازی ۲۰ درصد و اکسید شدن ذخیره اورانیوم های غنی شده ایران و  کاهش شدید سرعت و حجم غنی سازی ایران و تعلیق نیروگاه اراک و … بخشی از این تعلیق بود که عملا  توفق توسعه و پیشرفت صنعت هسته ای ایران در برداشته – در کنار این هم نظارت بسیار شدید و غیرمعمول بر صنعت هسته ای  وصنایع وابسته( چیزی شبیه و نزدیک به پروتکل الحاقی ) و تکمیل اطلاعات نداشته خود از زیرساخت ها و صنایع هسته ای ایران .
بخش هایی از صنعت هسته ای ایران طبق توافق تعلیق شد و بخش هایی هم به عنوان حسن نیت ایران و تلاش جهت رسیدن به توافق تعلیق شد .
و البته آگاهان و کارشناسان خوب میدانند ، برای یک مجموعه در حال توسعه و پیشرفت ، نفس توقف پیشرفت و سکون ، چقدر خسارت بار و مضر است که جبرانش و بازگشت به روند قبلیش به هیچ وجه کار آسانی نیست .
 
خب این شد تا این جای ماجرا ، اما بعد چه شد ؟

بعد قرار شد آقایان طبق مسیر ریل گذاری شده برنامه اقدام مشترک در ژنو ، ظرف ۶ ماه به توافق نهایی و جامع برسند . توافق نهایی که بنا به ادعای آقایان می بایست حاوی :
۱٫    برسمیت شناخته شدن حق غنی سازی و حق استفاده ایران از انرژی هسته ای باشد ( که البته طبق متن توافق ژنو ، حقی قرارنبود به رسمیت شناخته شود )
۲٫    تضمین کننده امکان توسعه و پیشرفت صنعت هسته ای ایران باشد
۳٫    برداشته شدن یکجای همه ی تحریم ها من جمله تحریم های اصلی نظیر تحریم بانکی و تحریم نفتی باشد .
 

اما در عمل چه شد و در مذاکرات وین چه اتفاقی افتاد ؟

در عمل این شد که بدلیل نگارش مبهم و دارای ایراد متن و گنجاندن برخی تله ها توسط آمریکایی ها در متن توافقنامه  ، به نتیجه رسیدن و توافق بر اساس نقشه راه این توافق نامه و تحقق وعده ها و آمال تیم مذاکره کننده ایرانی ، عملا غیر ممکن شود و عملا موارد بالا دست یافتنی نباشد.
 
اتفاقی که در عمل رخ داده بود این بود که چون آمریکایی ها در توافق ژنو به  آن چیزی که میخواستند ( اشراف و توقف توسعه و تعلیق صنعت هسته ای ایران ) در ازای عدم لغو ساختار تحریم ها و کاهش فشارها بر ایران ، رسیده بودند ؛ و همزمان هم از شدت نیاز طرف ایرانی به رسیدن به توافق مطلع بودند ، عملا دیگر علاقه ای چندانی به ارائه امتیاز خاصی به ایران که منجر به کاهش فشار به ایران شود نداشتند ( امتیازاتی که حاضر به ارائه بودند صرفا امتیازهای بی خاصیت و نمایشی شبیه به توافق ژنو بود ) ، کما اینکه آقایان هم عملا با اقداماتشان دست خود را دربرابر طرف مقابل خالی کرده بودند .
 
در مذاکرات وین ، آمریکایی ها علاوه بر این که تلاش میکردند با وارد کردن مسایل غیرمرتبط به پرونده هسته ای نظیر بحث موشک های ایران ؛ کلاف ماجرا را سردرگم تر کنند ، دامنه فشارها و مطالبات و امتیازهای درخواستیشان را که مشخصا نافی خواسته های ایران بود را افزایش دادند و مطرح کردند که :
۱٫    اصلا چیزی به نان حق غنی سازی برای ایران را به رسمیت نمیشناسیم

۲٫    اساسا با توسعه غنی سازی و صنعت هسته ای ایران مخالفیم و همین سانتریفیوژهای موجود ( که عملا نسبت به نیاز کشور بسیار ناچیز است ) هم باید بشدت کم شوند ( به رقم نزدیک ۴۰۰۰ هزار برسند – یعنی رسما غنی سازی دکوری باشد )

۳٫    درصورت شفاف سازی و همکاری همه جوره ایران با ما ، عادی شدن پرونده هسته ای ایران و لغو کامل تحریم ها در یک بازه زمانی بیش از ۱۰ سال اتفاق می افته
 
۴٫    اگر هم قرار باشد تحریم ها را برداریم ، لغو به طور موقت و هدفمند و تدریجی خواهد بود که هر سال امکان لغو یا تمدید داشته باشه ( یعنی به ساختار تحریم ها دست نمیزنیم که به قول اون بنده خدا موجب ترک خوردنش بشه ، بلکه مثل همین مدل توافق ژنو مثلا یه شرایط ویژه ی محدودی را فراهم میکنیم که مثلا فلان بانک خاص ، فلان مبلغ خاص در مورد مصرف خاص بهتون بده ، با هزار شرط و شروطی . همین ! یعنی مثلا لغو نظام تحریم بانکی و نفتی در کارنیست )
 
این در حالی بود که طرف ایرانی و جناب ظریف به خاطر فشار افکار عمومی که در داخل کشور ( فشاری که مستقیما حاصل عملکرد خودشان در گره زدن مشکلات کشور به پرونده هسته ای بود ) در حال به درو دیوار زدن خود بودند که هر جور شده یک توافق نامه ای ( هر چه که باشد ، فقط توافق نامه باشه ! ) امضا کنند و مجددا بتوانند چند صباحی را با جو تبلیغاتی ناشی از آن سپری کنند و بتوانند در برابر ناراضیان و منتقدان داخلی زمان بخرند و به قول طرفدارانشان برای اقدامات داخلیشان کسب اعتبار نمایند .
 در نتیجه تیم ایرانی برای اینکه بتواند بن بست خود ساخته خود را بشکند ، عملا مجبور شد به هدف گذاری های اولیه و وعده ها  خطوط قرمز تعریف شده اش پشت کند . در نتیجه :
 
۱٫    اصل موضوع پذیرش حق غنی سازی ایران توسط آمریکا و ۱+۵ را با جا بوسیدند و کنار گذاشتند !

۲٫    از موضوع برداشته شدن یکباره همه ی تحریم ها کوتاه آمدند و در ازایش لغو تدریجی تحریم ها ( مدل مد نظر آمریکایی ها که عملا به معنای پا برجا بودن ساختارتحریم ها و اهرم فشار بر ایران است ) را پذیرفتند و توان خود را بر سر چانه زدن بر سر این که پرونده تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای بعد ۱۰-۲۰ سال بسته نشود ( نظر آمریکایی ها) ، بلکه بعد ۵-۷ سال بسته شود .
( باز در پرانتز اینکه این تحریم های مورد بحث صرفا تحریم های با عنوان هسته ای را شامل میشود و تحریم های با عناوین دیگر سرجای خودش پابرجا و مستقر می ماند و از جایش تکان نمی خورد ! )

۳٫    این موضوع هم پذیرفتند که ایران در یک بازه ۴-۵ ساله  ایران غنی سازی دکوری داشته باشد و بی خیال غنی سازی صنعتی بشود و همون ۹۰۰۰ سانتریفیوژ نسل اول را حفظ کنند و عملا دور توسعه صنعت هسته ای را در این سال ها خط بکشد .

 
 این تا این جای کار . اما با وجود همین عقب نشینی های مجدد تیم ایرانی ، به همان دلایل بالا ، طرف آمریکایی بازهم علاقه و عجله ای نداشت که به توافق نهایی تن بده که خروجی اش امتیاز دندان گیری برای ایران و رفع فشار از ایران باشد . چون عملا به اون چیزی که میخواسته بود ، در ژنو رسیده بود . ایران عملا با توافق ژنو گوشه رینگ آمریکایی ها بود . الان دیگر برای آمریکایی ها ماجرا شد شد ، نشد هم نشد ، شده بود ! به قول خودشان عدم رسیدن به توافق را به رسیدن به توافق بد ( توافق بد هم مشخص است معنایش چیست ، یعنی توافقی که برگ برنده شان یعنی ساختار فشاروتحریم بر ایران را از آنها سلب کند ) *ترجیح می دادند .

در نتیجه شد اینی که الان مشاهده میکنید : مذاکرات هسته ای در وین عملا به بن بست رسید .
 
در نتیجه این مسیر ؛ اتفاقی که عملا در این فرایند رخ داده این است  :
تیم مذاکره کننده مجبوراست که از ترس به شکست رسیدن مذاکرات هسته ای و نا امید شدن طرفدارانش و هم چنین از ترس چماق تحریم های بیشتر و اجماع مجدد جهانی سر پرونده ایران ، هر جور که شده تلاش کند در مذاکرات باقی بماند تا بلکه فرجی حاصل شود و یکجوری بتواند کدخدا را راضی کند که از خر شیطان پیاده شده و امتیازی را پیشکش کند !

در نتیجه ماجرای ما الان شده اینی که میبینید  : بیش از دوهفته مذاکره بی وقفه و انجام دادند که صرفا بتوانند از شکست مذاکرات جلوگیری کنند و مذاکرات و توافق اولیه را برای ۴ ماه دیگر تمدید کنند بلکه فرجی حاصل شود و بلکه بتوانند به قول جناب ظریف از خطوط قرمز خود ساخته عبور کنند.
 
حالا در این مرحله چه اتفاقی داره میفته :
اتفاق اینه که به مانند قبل آقایان خودشان را جوری به آن راه میزنند و گونه ای رفتار می کنند و سخن می گویند و طوری خبرآزاد شدن ۲٫۸ میلیارد دلار ایران را برجسته میکنند  که انگار اصلا از ابتدای مذاکرات ما بدنبال تمدید توافق ژنو و گرفتن پول توجیبی های اقساطی با هزار شرط وشروط از عمو سام بوده ایم … اصلا انگار نه انگار که قرار بوده ساختار منحوس تحریم ها را ظرف ۶ ماه از میان بردارند و به ادعای خودشان موجب چرخیدن چرخ زندگی مردم شوند …
 
این تا این جای ماجرا
 
بعد میدانید این فرایند مذاکرات و توافقات شبیه کدام فراینده دیگه ؟ بله درست حدس زدید :

این فرایند بسیار شبیه فرایند طی شده در توافق سعد آباد در سال  ۸۲ با مدیریت شخص جناب روحانی است . توافق که حاصلش  ۲ سال تعلیق توسعه و تعطیلی صنعت هسته ای ایران به همراه جاسوسی و جمع آوری اطلاعات از سوراخ سمبه های تاسیسات محرمانه ایران بود و البته مهمتر زمینه چینی برای ایجاد اجماع جهانی در صورت انصراف ایران از ادامه بازی بود که حاصلش دور جدید اعمال تحریم هایی بود که الان گریبانگیرش هستیم .
در آن سال هم روند کار همینگونه شده بود شده بود و بعد از تن دادن ایران به واگذاری امتیازات نقد و یکطرفه تحت عنوان شفاف سازی و اعتماسازی ، در انتظار واگذاری امتیازات غیرنقد طرف غربی وبد و طرف غربی هم در یک فرایند مرحله به مرحله وارد فاز وقت کشی شده بود و در انتها هم آب پاکی رو دست ایران ریخت که نه از رفع تحریم خبری است نه از صنعتی به نام صنعت هسته ای ..

الان هم در فرایند توافق ژنو ، دقیقا همان مدل کاری وهمان سبک تعلیق و هویج و چماق و نهایتا وقت کشی و رساندن ایران به جایی که زیر میز بازی بزند در حال رخ دادنه … حال نیز اولین مرحله اش با این تمدید ۴ ماه آغاز شده ..

فعلا که تا این جای داستان مذاکراتی که قرار بود برد -برد باشد ، برسمیت شناخته شدن حق غنی سازی رسما پیچانده شد ، ابعاد پرونده هسته ای پیچیده تر شد و تحریم هاهم سرجایشان محکم ایستاده اند و البته توقف چرخش سانتریفیوژها و پیشرفت صنعت هسته ای هم عملا ۱ ساله شده

این بود داستان پرونده مذاکرات هسته ای ژنرال های دیپلماسی تا این جای کار …
 
 
 
 
پینوشت :
جناب روحانی و ظریف و تیمشان اصلا هم از تجربه توافق سعدآباد احساس ناراحتی که نمی کنند هیچ ، حتی به آن افتخار هم می کنند . نکته اصلی داستان ما دقیقا در همین حس افتخار نهفته است.

#توافقنامه_ژنو #توافقنامه_سعد_آباد  

بازنشر از پروفایل +بچه شیعهعلی رغم وعده ای که داده بودند و ادعایی که کردند ، حق غنی سازی به رسمیت شناخته ن...

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− دو = 6