شیخ مودب

شیخ مودب

شیخ مودب

شیخ مودب

با هر گلایه ای به دلش غم بیاورد
با این حساب فکر کنم کم بیاورد

«لرزان» شده است با دو سه تا انتقاد نرم
رفته است تا که پاسخ محکم بیاورد

روزی به خنده گفت: «به ما چه بهشت…؟» و حال،
«سرد»ش شده است و حرف «جهنم» بیاورد

«بزدل» همان کسی است که از ترس حرف حق
نگذاشته است اهل حقی دم بیاورد

دندان قروچه می کند و انگ می  زند
با حیله حرف «محکمه» را، هم بیاورد (۱)

ما «بی سواد» و «عصر حجر»، چیست فضل او؟
چیزی نمانده فحــش فراهــم بیاورد

شیطان مودّب است و محترم و کدخدای ده
باید هرآنچه خواست بر سر آدم بیاورد

دی شیخ بی چراغ به بی راهه می دوید
با این حساب فکر کنم کم بیاورد

۲۱ مرداد ۱۳۹۳
#شعرهای_یک_غریبه

(۱) #کرسنت  

بازنشر از پروفایل +حسین الـهــامشیخ مودب

مطالب مرتبط :

یک دیدگاه

  • مرداد ۲۲, ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۲ ق.ظ | لینک مستقیم

    عالی

  • ارسال پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    نُه − = 1