شفاعه الحسین ان شالله

شفاعه الحسین ان شالله

شفاعه الحسین ان شالله

بسم الله الرحمن الرحیم
تقریبا بیست نفر بودیم. شب قبل از اینکه حرکت کنیم به سمت نجف، در خانه ای در محمودیه عراق، مهمان خانواده ای بسیار مهربان بودیم. دختران نوجوانشان همه تلاش خود را میکردند که بهترین پذیرایی را از ما داشته باشند. 
بعد از شام، دختر نوجوان همسایه شان را آوردند تا با لهجه زیبایش برایمان زیارت عاشورا بخواند. قرار بود ۱۲ شب حرکت کنیم، اما اتوبوس دیر آمد و حرکتمان شد ۲:۳۰ بامداد. 
تا رفتنمان، هیچ کدامشان پلک روی هم نگذاشتند. حتی دختر هفت ساله شان. 
وقت خداحافظی، با اینکه نه ما عربی میفهمیدیم و نه آنها فارسی، خیلی گرم با هم خداحافظی میکردیم و لبخند میزدیم. 
دخترها را یکی یکی بغل کردم و بوسیدم و تنها گفتم، شفاعه الحسین ان شالله . دوباره شانه هایم را محکم میفشردند و بغلم میگرفتند و میگفتند : ان شالله، ان شالله  انگار که مشترک ترین عاشقانه مان را مرور میکردیم. انگار که سالهایی را با هم در این آرزو سوخته باشیم…
……
این کار فقط از دست شما بر میآمد ارباب. اینکه قلبهایمان را اینچنین به هم نزدیک کنی، که حالا در فراق مجاهدان لبنان و عراق و سوری و افغان و….اینچنین بسوزیم . برای توسلی ها، صابری ها، مغنیه ها، …. برادران مجاهدی که تا آخرین نفس، پای خواهرت ایستاده اند ارباب
#مدافعان_حرم  
#بنفسی_انت_و_اهلی_و_مالی  

بازنشر از پروفایل +ژورک پشفاعه الحسین ان شالله

مطالب مرتبط :

یک دیدگاه

  • اسفند ۲۵, ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۵ ب.ظ | لینک مستقیم

    یا حسین مظلوم

  • ارسال پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    3 × هفت =