شعر – هر آنچه هست حبیبم، مرا به آن برسان

شعر   هر آنچه هست حبیبم، مرا به آن برسان

شعر – هر آنچه هست حبیبم، مرا به آن برسان

من شکسته سبو را به می خوران برسان
کبوترِ حرمت را به آشیان برسان

از آن سفر که به سوی تو شد به جا ماندم
غریبِ مانده به ره را، به کاروان برسان

چه می شود که زبان دل تو را فهمم
مرا به شأن پر از فیض همزبان برسان

مرا به دست کریم ات که دستِ فاطمه س است
به خاک بوسی یک قبر بی نشان برسان

به لطف چشم کبودی به من نگاه نما
مقام خاک نشین را به آسمان برسان

تمام نیت زهرا س که چهره نیلی شد
هر آنچه هست حبیبم، مرا به آن برسان

شعر از: جواد حیدری

#یا_ابا_صالح_المهدی_ادرکنی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

بازنشر از پروفایل +حبیب الله مهریشعر   هر آنچه هست حبیبم، مرا به آن برسان

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 − پنج =