شب اولین روز سال ۱۳۶۱ بزرگترین حماسه جنگ و فتح ِ مبین 

شب اولین روز سال 1361 بزرگترین حماسه جنگ و فتح ِ مبین 

شب اولین روز سال ۱۳۶۱ بزرگترین حماسه جنگ و فتح ِ مبین 

یک روز به عـیــد نـــوروز مانده بود، همه بچه ها در تدارک و تکاپو بودند، یکی وصیت نامه می نوشت، آن دیگری اسلحه اش را تمیز می کرد، یــکی دیگر حمایل خود را آمـــاده می کرد و خلاصه هرکس به کاری مشغول بود ، تا غروب که گفتند همه نماز بخوانید و آماده رفتن شوید
بعد از نـــماز چند کامیون ایفا برای بردن ما وارد محوطه ی گردان شد. لحظات سخت وداع  و خداحافظی رسیده بود ، هر کس دیگری را در آغوش گرفته بود و وداع می کرد و حلالیت می طلبید، آنهایی را که بیشتر احساس می شد رفتنی هستند سخت در آغوش می گرفتیم و طلب شفاعت می کردیم
شور عجیبی بود ، بالاخره لحظات وداع  با داد فریاد فرماندهان که "زود باشید ، سوار شوید" تمام شد و نیروها سوار بر کامیون ها به سمت منطقه عملیاتی روانه شدیم. پس از ساعتی که به محل رسیدیم از کامیون پیاده شده و منتظر دستور فرماندهان بودیم.
زمان زیادی معطل شدیم وکسی دستوری برای حرکت نیروها نمی داد بلاتکلیف بودیم ، چند ساعتی به همین منوال گذشت تا دستور دادند سوار بر کامیون ها شده ، دوباره ما را به اردوگاه برگردانیدند و گفتند " عملیات به تاخیر افتاده است" همه بچه ها ناراحت و نگران شب را به صبح رساندیم.
حالا صبح شده و عید نوروز سال ۱۳۶۱ فرا رسیده بود. هیچکس به یاد و فکر عید نیست ، نه تبریکی، نه عید مبارکی، هیچ
تا ظهر که موقع نماز بود، نماز جماعت به امامت حاج آقا آل اسحاق برگزار شد، نماز ظهر را که خواندیم مجددا ماشین ها آمدند و گفتند سریع آماده رفتن باشید
بدون خواندن تعقیبات و با عجله نماز عصر را خواندیم و راهی منطقه عملیاتی شدیم و شب اولین روز سال ۱۳۶۱ بزرگترین حماسه جنگ و فتح ِ مبین آغاز شد

از خاطرات شهید حسین ناجی 
#عید_نوروز_در_جبهه   #نسال_الله_منازل_الشهداء     #عملیات_فتح_المبین  

بازنشر از پروفایل +حسن مقدمشب اولین روز سال 1361 بزرگترین حماسه جنگ و فتح ِ مبین 

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


5 × چهار =