سپر امامت

سپر امامت

سپر امامت

                                        "سپر امامت"

فاطمه (س) وقتی به هوش آمد از فضه پرسید: "علی کجاست؟"  فضه گفت که او را به مسجد بردند. من نمی دانم فاطمه (س) با کدام توان به سوی مسجد دوید و وقتی علی (ع) را در چنگال دشمنان دید و شمشیر را بالای سرش فریاد کشید:
"ای ابوبکر! اگر دست از سر پسر عمویم برنداری، سرم را برهنه می کنم، گریبان چاک می زنم و همه تان را نفرین می کنم. به خدا نه من از ناقه صالح کم ارج ترم و نه کودکانم کم قدرتر."
همه وحشت کردند.
علی (ع) به سلمان گفت:
- برو و دختر رسول الله را دریاب. اگر او نفرین کند ….
سلمان شتابان به نزد تو آمد و عرض کرد:
-  یا بنت رسول الله! خشم نگیرید. نفرین نکنید. خدا پدرتان را برای رحمت مبعوث کرد …
فاطمه (س) فریاد زدی: – علی را، خلیفه به حق پیامبر را دارند می کشند …
و فاطمه (س) تا علی را به خانه نیاورد؛ برنگشت. ولی چه برگشتنی….
فاطمه از علی خسته تر، علی از فاطمه خسته تر. فاطمه از علی مظلوم تر، علی از فاطمه مظلوم تر.
#بهانه_خلقت  

منبع: بحارالانوار.ج۴۳ – تاریخ طبری.ج۳ – الانساب الشرف

بازنشر پست از پروفایل +از پهلوی شکسته تا فرق شکافتهسپر امامت

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ 7 = هشت