سروش راست میگوید !

سروش راست میگوید !

وقتی سروش راست می گوید!!!
====================
در چند روز گذشته به پلاس دسترسی نداشتم و با تلفن یکی از دوستان از نامه دکتر سروش با خبر شدم. گمان کردم که دوباره قلم اش افسار گسیخته و رسم فحاشی را بر ادب ترجیح داده از +توحید عزیزی خواستم که متن نامه سروش را برایم میل بکند و ایشون هم قبول زحمت کردند.
متن نامه را خواندم و برخلاف همیشه دیدم که جز چند جایی که دیگر عنان از کف داده بود با یک قلم ساده و شفاف شروع به تعریف یک سری از خاطرات کرده بود، خاطراتی که به قول خودش : شاید دیگران نشنیده باشند
به نظرم صداقت موجود در نوشته فوق العاده بود.فوق العاده از آن جهت که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد.
در تمام طول یادداشت سروش سعی می کند با نقل خاطراتی از آیت الله عزیزالله خوشوقت ـ که سروش محتسب وار ایشان را عزیز خوشوقت می نامد و گمان می کند که مالک ملک الله است و حق دارد بگوید چه کسی نباید از واژه الله در اسم اش استفاده کند مگر آنکه از وی اجازه بگیرد و حال که اجازه نگرفته اند ما آن را به رسمیت نمی شناسیم ـ از او چهره ای سرد، بی تفاوت و خشک و خشن نشان دهد. شخصیتی که دیگران برایش اهمیت ندارند.
سروش می گوید : قطعاً و یقیناً کم کارترین عضو ستاد، آقای خوشوقت بود. هر روز صبح ساعت ۹، به جلسه اعضای ستاد انقلاب فرهنگی می آمد و تا ساعت ۱۲ آنجا می نشست، بدون اینکه یک کلمه (بی‌مبالغه) حرف بزند. سه ساعت در سکوت کامل بود. هیچ اظهار نظری نمی کرد و از هیچ امر دانشگاهی خبر نداشت. ساعت ۱۲ بر می خاست، جوراب‌هایش را از پا بیرون می کرد، تجدید وضو می کرد و جوراب‌ها را در مقابل ما می پوشید و راهی مسجد خویش می شد
سروش راست می گفت همانگونه که تاریخ برای مان شهادت به صدق او می دهد. قرار بود شورای انقلاب فرهنگی چه کند؟ محتوای دروس را اسلامی کند؟ روحیه انقلابی به دانشجویان بدهد؟ آنها را با معارف دینی آشنا کند؟ علم را بومی کند؟ 
هر چه که بود و هر ماموریتی که داشت تاریخ به ما نشان داد که در هیچکدام موفق نبود . حال اگر قرار بود انجام دهد با چه کسانی باید انجام می داد؟؟ با سروش؟؟ با کسی که پوپر را بیش از هر کس دیگری می پرستید ؟ با کسی که اگر قرار بود نقدی بر کلام اش کنی باید پی فحاشی اش را به جان می خریدی؟ با من اتّخذ الهه هواه ؟ 
واقعا شبستری راست گفته است که :
ذات نایافته از هستی، بخش            کی تواند که شود هستی بخش ؟
اما آن جوراب از پا در آوردن ها و آن پیشانی خاریدن ها چه کرد؟ این را کسی می داند که سری به مسجد کوچک امام حسن مجتبی علیه السلام در سه راه طالقانی زده باشد. 
من دو سه سالی به آن مسجد رفت و آمد داشتم. پای منبر های آیت الله عزیز الله خوشوقت نشسته ام. در لحظات بحرانی زندگی ام برای مشورت به پیش شان رفته ام و جز یک کلام نشنیده ام که تقوای الهی را رعایت کنید، قدم اول انجام واجب و ترک حرام است .
مسجدی که بچه ها در آن شادمانه بازی  و طلاب در کناره هایش مباحثه می کردند. بچه های دبیرستانی با دفتر ریاضی شان به مسجد می آمدند و سوالات شان را از مهندس های آنجا می پرسیندند و پزشکی در جمع بود که پیرمردها را معاینه می کرد و نسخه می نوشت.
مسجدی که برای من همیشه تجلی مسجد النبی زمان حیات رسول الله بوده است
سروش راست می گفت، آیت الله عزیز الله خوشوقت هیچ چیز را بر نماز اول وقت اش ترجیح نمی داد. کماکان که مولایش امام صادق علیه السلام وقتی در حین مناظره با یک دهری بود و اندکی بیش نمانده بود که او را وادار کند که به عجز خود اعتراف کند با بلند شدن صدای اذان مناظره را رها کرد و به نماز ایستاد.
اگر آیت الله عزیز الله خوشوقت اول وقت جورابهایش را از پا بیرون می کشید و با زبان بی زبانی چون حسنین علیهما السلام تذکر به نماز اول وقت می داد چیز عجیبی نیست. عجیب آن است که چرا دیگران این تذکر را در نمیافتند؟ عیجیب اینجاست که کسانی متولی انقلاب فرهنگی شده بودند که منطق دین را درک نکرده بودند و متوجه نبودند که برای علم دینی و اسلامی و مومنانه باید بیش و پیش از همه متدین ، مسلم و مومن بود. مگر اینان وحدت علم و عالم و معلوم نخوانده بودند؟؟  
راست می گوید سروش ، عزیز الله خوشوقت چون عندالله عزیز است نباید هم پیش فحاشی که به یقین بویی از بهشت نخواهد برد عزیز باشد. 
نوشتن از این نامه کار را به درازا می کشد، و من دائم سعی می کنم که کظم غیض کنم و تیزی قلمم را بر نگون بختی چون سروش نگیرم ، کسی که امروزه چوب دو سر طلای جماعت دیندار و بی دین است. نه جایی در میان جماعت مذهبی دارد و نه سیدجواد طباطبایی برای او شان و منزلتی قائل است. سروشی که به کور سوی جهان تبعید شده است و هر از چند گاهی با فحاشی اعلام حیات می کند. آخر می دانید که در لحظات آخر انسانها حقایق خودشان را و دفینه های درون شان را هویدا می کنند. سروش خوب نقاب از روی خود می گیرد و حقیقت خود را هویدا می کند. 
اما یادمان باشد که خداوند غیور است، غیرت دارد و خلق عیال الله اند. کسی به خلق بد نمی کند مگر آنکه خداوند که ولی و قیّم اش هست پاسخ اش را می دهد، آن هم جوابی غیرتمندانه، حال اگر در میان عیال الله به اولیاء الله پریدیم باید منتظر باشیم که به عقوبتی دچار شویم که هیچ کس مشابه اش را ندیده است .
در هر صورت از سروش بابت روشنگری اش که به ما نشان داد که عزیز ما که اتقاقا عزیزالله هم بوده ، عهدش عهد دیرینه بوده و شاهدان راست می گویند که وی از جوانی در طریق الله بود و حال که سروش نیز به زبان بی زبانی خود بر این امر شهادت داد خدا را شاکریم که:
خوشتر آن باشد که سر دلبران       گفته آید در حدیث دیگران

بازنشر پست از پروفایل +Morteza Rohaniسروش راست میگوید !

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

یک دیدگاه

  • اسفند ۱۱, ۱۳۹۱ - ۷:۴۴ ب.ظ | لینک مستقیم

    حیف که همچین پست هایی خواننده کم داره …

  • ارسال پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    8 × = شانزده