سالی گذشت ، باز نیامد و عید شد

سالی گذشت ، باز نیامد و عید شد

سالی گذشت ، باز نیامد و عید شد

سالی گذشت ، باز نیامد وعید شد
گیسوی مادر از غم بابا سپید شد

امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت
امروز هم دو مرتبه باران شدید شد

مادر کنار سفره کمی بغض کرد و گفت
امسال هم بدون تو سالی جدید شد

ده سال تیر و آذر و اسفند و… خون دل
تا فاو و فکه رفت ولی ناامید شد

ده سال گریه های مرا دید وگریه کرد
اما به من نگفت چرا ناپدید شد

ده سال رنگ پنجره های اتاق من
هم رنگ چشم های سیاه سعید شد

بعد از گذشت این همه دلواپسی و رنج
مادر نگفته بود که بابا ، شهید شد!

در این لحظات پایانی سال و شب جمعه، شهدا را با ذکر صلواتی یاد کنیم

#شهید_گمنام  

بازنشر از پروفایل +یاس کبودسالی گذشت ، باز نیامد و عید شد

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هفت − = 1