داستان – هوس مرغ سوخاری – اثر آه

داستان   هوس مرغ سوخاری   اثر آه

داستان – هوس مرغ سوخاری – اثر آه

#داستانک  
تذکر: این داستانک دارای #نکته_اخلاقی  می باشد
 
هوس مرغ سوخاری
 

داشتیم با بابا در مورد این مرغ های سوخاری و پاچینی ای که توی دستگاه فر رستورانها دم در می گذارند صحبت می کردیم.

گفتم : هوس کردم!
گفتم: جدیدا مد شده کتف و بال مرغ های بیچاره را هم به سیخ می کشند و تو دستگاه می گذارند بچرخد.

جلوی چشم مردم.

گرچه مزه اش شاید شبیه همین مرغهای خانگی باشد اما بازم آدم را به هوس می اندازد.

گفتم: حالا من هم به هوس افتادم.

 بابا گفت: خوب نیست از اینا بخوری.

توی دلم گفتم احتمالا بابا می خواهد مرا از هوس بیندازد.

گفت: اینها چشم رویشان هست.

یعنی چشم مردم همش به اینها خورده.

خیلی ها مثل تو هوس کرده اند.

یک آه کشیده اند و ازش رد شده اند.

این اثر چشم شان رو ی این مرغ مانده.

اثر آه شان روی آن مانده.

بابا گفت: توی می روی از ویترین دستگاه فر یکی از مرغ ها را انتخاب می کنی و گارسون می گذارد جلوی تو…نمی دانی داری یک عالمه آه و حسرت مردم را می خوری…

از هوس افتادم…

افتادم از هوس…

بازنشر پست از پروفایل +علی اکبر رضویداستان   هوس مرغ سوخاری   اثر آه

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

۲ دیدگاه

  • اردیبهشت ۷, ۱۳۹۲ - ۶:۵۰ ب.ظ | لینک مستقیم
  • اردیبهشت ۷, ۱۳۹۲ - ۶:۵۲ ب.ظ | لینک مستقیم

    ۳ تا پست پایین تر.

  • ارسال پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


    2 × = ده