حر بن یزید ریاحی – عبرت های عاشورایی

حر بن یزید ریاحی   عبرت های عاشورایی

حر بن یزید ریاحی – عبرت های عاشورایی

عبـــــرت های عاشـــورایی

گفته‌اند آنگاه که حُر بن یزید ریاحی از لشکریان عمرسعد کناره می‌گرفت تا به سپاه حق الحاق یابد، «مهاجر بن اوس» به او گفت: «چه می کنی؟ مگر می‌خواهی حمله کنی؟»… 

و حُر پاسخی نگفت، اما لرزشی سخت سراپایش را گرفت.

 مهاجر حیرتزده پرسید: «والله در هیچ جنگی تو را اینچنین ندیده بودم و اگر از من می‌پرسیدند که شجاع‌ترین اهل کوفه کیست، تو را نام می‌بردم. اما اکنون این رعشه‌ای که در تو می‌بینم از چیست؟»

حُر بن یزید، لرزان گفت: «والله که من نفس خویش را درمیان بهشت و دوزخ مخیر می‌بینم و زنهار اگر دست از بهشت بدارم، هر چند پاره پاره شوم و هر پاره‌ام را به آتش بسوزانند!» … 

و مرکب خویش را هِی کرد و به سوی خیمه‌سرای حسین بن علی بال کشید.

فصل هشتم از کتاب "فتح خون" شهید آوینی 
http://yon.ir/IFge

بازنشر از پروفایل +Mansure Morganحر بن یزید ریاحی   عبرت های عاشورایی

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هفت − 3 =