تو اشکال ندارد به صورت من نگاه کنی – خواب پسر شهید

تو اشکال ندارد به صورت من نگاه کنی   خواب پسر شهید

تو اشکال ندارد به صورت من نگاه کنی – خواب پسر شهید

حدود ۲۰ سال پیش وقتی بین ۱۰ تا ۱۲ سال سن داشتم، شبی خوابی دیدم مفصل، شیرین و معنا دار و …
در عالم خواب دیدم که در محله ما حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله وسلم) تشریف فرما شده اند.
نگاه به چهره ایشان ممنوع بود. دیدم که پدربزرگ مرحومم مغازه بزرگی داشتند و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به مغازه ایشان نزول اجلال فرموده بودند. حسب ممنوعیت مربوطه و ادب حضور ایشان، من و پدربزرگم مقابل ایشان و به حالتی مشابه خبردار و مودبانه ایستاده بودیم و سرمان رو به زمین بود و به چهره مبارکشان نگاه نمی کردیم.
حضرت (صلی الله علیه و آله و سلم) به حقیر رو کردند و فرمودند: "تو اشکال ندارد به صورت من نگاه کنی"
در حالی که سرم هنوز پایین بود در عالم خواب با خود گفتم که حتما می فرمایند چون "سید" هستی! و باز با خودم فکر کردم که خوب پدربزرگم هم سید هستند… در این افکار بودم که ناگهان فرمودند: "چون تو #فرزند_شهید هستی"

پ.ن۱: قبل و بعد هم داشت این خواب مفصل اما این قطعه اش که صرفا شخصی نبود و عنوان عام "فرزند شهید بودن" در آن موثر بود را ارائه کردم.
پ.ن۲: ابوی حقیر بعد از #فتح_خرمشهر و حتی بعد از پذیرش #قطعنامه_۵۹۸ #شهید شده اند! #فافهم .
پ.ن۳: #هفته_دفاع_مقدس_گرامی_باد
پ.ن۴: یک #سهمیه بسیار ویزه برای فرزندان شهدا…
پ.ن۵: شاید موقت

بازنشر از پروفایل +سید مصطفی موسویتو اشکال ندارد به صورت من نگاه کنی   خواب پسر شهید

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× پنج = 10