توی اردوگاه یک سرگرد عراقی بود به نام حسن، بچه ها را خیلی اذیت می کرد

توی اردوگاه یک سرگرد عراقی بود به نام حسن، بچه ها را خیلی اذیت می کرد

توی اردوگاه یک سرگرد عراقی بود به نام حسن، بچه ها را خیلی اذیت می کرد.
روزی که مأموریتش تمام شد همه خوشحال شدند.
حاج آقا ابوترابی گفت بدرقه اش کنیم،نمی خواستیم روی حرف حاج آقا حرف بزنیم با اکراه دنبالش رفتیم سرگرد دم در ایستاد و شروع کرد به گریه کردن.
رو به ماگفت: شرمنده ام کردید
خداحافظی کرد و رفت.
چند روز بعد با چند کیسه شکر آمد پیشمان شکرها را به ارشد اردوگاه داد گفت: این مال اسراست . بگو من رو ببخشند

بازنشر از پروفایل +سید علی اکبر ابوترابیتوی اردوگاه یک سرگرد عراقی بود به نام حسن، بچه ها را خیلی اذیت می کرد

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


× چهار = 32