بیزارم از این در

بیزارم از این در

بیزارم از این در
که دهان گشادش را در غیبت تو نمی‌بندد
و میهمانانی که نمی‌فهمند
این خانه در اشغال جای خالی توست،
حتا این شعر
که نمی‌گذارد زخم آدم
پیش دوست و دشمن دهان وا نکند.

آمدنت دهان در را می‌بندد
بوسه‌هایت دهان این شعر را
و میهمانانی که دهان پنجره‌هایشان
از تعجب باز خواهد ماند…

-مژگان عباسلو
#شعرهای_من  

بازنشر پست از پروفایل +Mojgan Abbaslouبیزارم از این در

Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هشت − 8 =