از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

 از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

 از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

بسم الله
همین که با خودم گذشته را مرور می کنم        از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم
اگر  چه غرق آتشم ولی به درد می خورم        برای مشعل حرم شراره جور می کنم
راه درازی آمدم به سینه دست رد نزن            از این به بعد به جز تو را ز سینه دور می کنم
بال پریدنی بده سپس ببین که هر سحر              کبوترانه از دل حرم عبور می کنم
طلعت بی کران تویی ، ظلمت بی کران منم      کنارت این خرابه را محفل نور می کنم
به روی من نزد کسی چه کاره ام چه کرده ام    کنار تو شبیه انبیا ظهور می کنم
تو آروزی خلوت قبر منی و شب به شب           به خاطر تو خویش را زنده به گور می کنم
سنگدلم ولی به لطف چشم تو نشسته ام             خشت به خشت صحن را سنگ صبور می کنم
شبی به صید من بیا دام بیافکن و ببین              چگونه مثل آهوان میل به تور می کنم
کنج حرم که می روم یاد حسین می کنم          مصیبت سر به نیزه را مرور می کنم
نان غذای حضرت تو را که میل می کنم        یاد مصیبت سر و کنج تنور می کنم
عکس از خودم/۹۲۰۹۱۳

بازنشر از پروفایل +Mohammad Alavi از اینکه مشهد آمدم حس غرور می کنم

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


یک × 9 =