آخرین هدیه…

آخرین هدیه...

آخرین هدیه…

آخرین هدیه…

آخرین هدیه‌ای که برای بانو خریدم، کیف دستی بود.
بیش از سه بار حد فاصل حرم تا انتهای خیابان صفائیه را پیاده، مغازه‌های کیف و کفش فروشی را زیر و رو کردم تا مدل دلخواهم را پیدا کردم.
وقت کادو کردن، به فروشنده گفتم: داداشم، لطفا برچسب قیمتش را بر دارید و کادو کنید. آخرین هدیه...
فروشنده نگاه معناداری کرد و گفت: حاج آقا! شما هم؟ یعنی خانم‌ شما هم از روی قیمت، هدیه را می‌پسندند؟!
 
گفتم دقیقا! اما نه آنگونه که تا به حال از بیشتر مشتریهایت دیده‌ای! آخرین هدیه...
ادامه دادم: همسرم اگر ببیند همین کیف معمولی با این قیمت کم(کمتر از ۲۵۰۰۰ تومان) را برایش هدیه خریده‌ام، حداقل جریمه‌ام این خواهد بود که یک هفته از این کیف استفاده نمی‌کند تا یاد بگیرم چیزهای گرانقیمت برای هدیه نخرم!
کادو را که باز کرد بعد از تشکرهای همیشگی همراه با غر! که چرا خریدی، گفت: انگار این قسمتش ساخته شده برای لباسهای نوزادی جواد… .

این را گفتم تا بگویم: بانو، شرمنده‌ام. شرمنده‌ی آن همه گذشت و فداکاری تو. شرمنده کم‌توقعی و از خودگذشتگی‌هایی که در حق من داشتی!
تا بگویم: بانو، شرمنده‌ام. شرمنده‌‌ی هشت سال صبر و بردباری تو و تحمل سختی‌ها و محدودیت‌های زندگی طلبگی!
شرمنده‌ی هشت سال انتظار برای بخشش سخاوتمندانه‌ی لبخند مادرانه‌ات به چهره #جوادبابا   … .

حالا در این آخرین روزهای سال ۹۱، جوادمان چه دلبرانه می‌خندد و تو اما نیستی تا مادرانه در آغوشش بگیری و مهر مادری را تقدیمش کنی… .
هر چند شک ندارم آنگونه که خوب می‌دانم، در آغوشش می‌کشی و نوازشش می‌کنی. شاید حتی بهتر آنکه اگر می‌بودی!
                                                 * * *
اما بگذارید این را هم بگویم. به جرأت در پیشگاه عدل الهی شهادت می‌دهم که همسرم، در تمام لحظات زندگی با تأسی عملی به حضرت زهرا سلام الله علیها، کوچکترین و کمترین چیزی از زرق و برق و ظواهر دنیا را از من درخواست نکرد.
آنچه در توان داشتم از او دریغ نداشتم اما او حتی در حد توانم هم از من انتظار نداشت.
 
این چند سطر را رو به قبله نوشتم و اشک ریختم اما شاید باورش سخت باشد و برای همین به "بسم الله الرحمن الرحیم" قسم می‌خورم که تا این لحظه حتی یک کلمه جز واقعیت از خاطرات من و بانو ننوشته‌ام و انشاءالله نخواهم نوشت.

تصویر #جوادبابا هم اگر قابل بدانید، بگذارید به حساب عیدی! و هدیه ویژه صفحه +خاطرات من و بانو به همراهان خوب و همیشگی‌اش. سال جدید بر همه شما مبارک و سرشار از نعمتهای مادی و معنوی باشد.
انشاءالله در حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها دعاگوی همه شما خواهم بود.

اگر یادتان بود و باران گرفت، دعایی به حال بیابان کنید…

بازنشر پست از پروفایل +خاطرات من و بانوآخرین هدیه...

Google+: باز نشر ۱ مرتبه
Google+: نمایش پست در پلاس

مطالب مرتبط :

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


نُه − = 2